مولفههای مهم ذهنیت ورزشکار عبارتاند از:
۱)خودکارآمدی
۲)انگیزش
۳)تمرکز و کنترل توجه
۴)تنظیم هیجان
۵)اعتمادبهنفس
۶)تابآوری روانشناختی
۷)سرسختی ذهنی
۸)نگرش نسبت به موفقیت و شکست
۹)توانایی تعیین هدف و خودنظمدهی
ذهنیت ورزشی یک ویژگی کاملا ثابت و ذاتی نیست، بلکه تحت تأثیر تمرین، تجربه رقابتی، مربیگری، محیط اجتماعی و آموزش مهارتهای روانشناختی شکل میگیرد.
سازوکارهای اثر ورزش بر ذهن:
اثر ورزش بر ذهنیت ورزشکار را میتوان در سه سطح بررسی کرد.
الف) سازوکارهای زیستی و عصبی:
فعالیت بدنی میتواند عملکرد دستگاه عصبی مرکزی را تغییر دهد. مهمترین سازوکارها عبارتاند از:
افزایش جریان خون مغزی
تعدیل فعالیت انتقالدهندههای عصبی مانند دوپامین، سروتونین و نورآدرنالین
افزایش عوامل رشد عصبی، بهویژه عامل نوروتروفیک مشتق از مغز یا BDNF
تقویت انعطافپذیری عصبی
بهبود کیفیت خواب
تعدیل پاسخ محور هیپوتالاموس-هیپوفیز-آدرنال به استرس
کمک به تنظیم خلق و کاهش تنش روانی
BDNF در یادگیری، حافظه و سازگاری عصبی نقش دارد. ورزش منظم، بهخصوص فعالیت هوازی، میتواند شرایط زیستی مناسبتری برای یادگیری مهارتهای حرکتی و شناختی ایجاد کند.
ب) سازوکارهای روانشناختی و شناختی:
ورزش موقعیتهایی فراهم میکند که فرد در آنها هدف تعیین میکند، بازخورد میگیرد، اشتباه میکند و برای پیشرفت دوباره تلاش میکند. این فرایند میتواند موجب موارد زیر شود:
افزایش احساس شایستگی
تقویت خودکارآمدی
بهبود کنترل توجه
رشد مهارت حل مسئله
افزایش تحمل ناکامی
تقویت نظم شخصی
ایجاد احساس تسلط و کنترل
کاهش نشخوار فکری و تنش، بهویژه در فعالیت بدنی تفریحی و متعادل
ج) سازوکارهای اجتماعی:
ورزش در بستر روابط اجتماعی انجام میشود. رابطه با مربی، همتیمیها، خانواده و تماشاگران میتواند ذهنیت ورزشکار را تقویت یا تضعیف کند.
پیامدهای مثبت احتمالی عبارتاند از:
۱)احساس تعلق به گروه
۲)دریافت حمایت اجتماعی
۳)یادگیری همکاری و مسئولیتپذیری
۴)شکلگیری هویت ورزشی
۵)تقویت مهارتهای ارتباطی و رهبری
با این حال، مقایسه اجتماعی شدید، تحقیر، تبعیض یا فشار بیش از حد مربی و خانواده میتواند اضطراب و نگرش منفی نسبت به ورزش ایجاد کند.
ذهنیت رشد و ذهنیت ثابت
ذهنیت ثابت:
در ذهنیت ثابت، ورزشکار توانایی را عمدتا ذاتی و تغییرناپذیر میداند. نمونه افکار آن عبارتاند از:
۱) «من استعداد این رشته را ندارم.»
۲) «شکست نشان میدهد که ورزشکار ضعیفی هستم.»
۳) «اشتباه کردن باعث میشود دیگران توانایی مرا زیر سؤال ببرند.»
این ذهنیت ممکن است به اجتناب از چالش، ترس از شکست و کاهش پشتکار منجر شود.
ذهنیت رشد
در ذهنیت رشد، ورزشکار معتقد است تواناییها از طریق تمرین هدفمند، بازخورد، یادگیری و استمرار قابل توسعهاند. نمونه افکار آن عبارتاند از:
۱) «این عملکرد نشان میدهد کدام بخش را باید اصلاح کنم.»
۲) «اشتباه بخشی از فرایند یادگیری است.»
۳) «با تمرین مناسب میتوانم پیشرفت کنم.»
ذهنیت رشد به معنای نادیدهگرفتن استعداد، محدودیتهای زیستی یا تفاوتهای فردی نیست، بلکه تأکید میکند که عملکرد تنها محصول استعداد اولیه نیست و میتواند از طریق یادگیری و تمرین تغییر کند.
تأثیر ورزش بر خودکارآمدی و اعتمادبهنفس
خودکارآمدی:
در نظریه شناختی-اجتماعی بندورا، خودکارآمدی به باور فرد درباره توانایی خود برای انجام موفقیتآمیز یک تکلیف مشخص گفته میشود.
چهار منبع مهم خودکارآمدی عبارتاند از:
۱)تجربه موفقیت: قویترین منبع خودکارآمدی؛ موفقیتهای تدریجی باور به توانایی را افزایش میدهند.
۲)تجربه جانشینی: مشاهده موفقیت ورزشکاری مشابه خود.
۳)ترغیب کلامی: بازخورد واقعبینانه و سازنده مربی.
۴)تفسیر حالات جسمانی و هیجانی: برداشت ورزشکار از ضربان قلب، خستگی یا اضطراب پیش از مسابقه.
برای مثال، دو ورزشکار ممکن است افزایش ضربان قلب قبل از رقابت را متفاوت تفسیر کنند. یکی آن را علامت ناتوانی و دیگری نشانه آمادگی بدن برای عملکرد بداند. همین تفسیر میتواند بر اعتماد و نتیجه عملکرد اثر بگذارد.
تفاوت خودکارآمدی و اعتمادبهنفس
اعتمادبهنفس مفهومی نسبتاً کلی است، اما خودکارآمدی معمولا به تکلیف و موقعیت مشخص مربوط میشود. ممکن است ورزشکاری بهطور کلی اعتمادبهنفس داشته باشد، ولی برای اجرای یک مهارت خاص در شرایط مسابقه خودکارآمدی پایینی نشان دهد.
تهیه کننده مریم محمدی روانشناس هیات پزشکی ورزشی استان یزد