شنبه ۹ آبان ۱۴۰۵ - ۰۲:۰۲

امین غضنفری کارشناشی ارشد فیزیولوژی ورزشی

تفاوت ورزشکارانی که به دنبال پیروزی اند با ورزشکارانی که از شکست می‌ترسند

تفاوت ورزشکارانی که به دنبال پیروزی اند

تفاوت ورزشکارانی که به دنبال پیروزی اند با ورزشکارانی که از شکست می‌ترسند.

آیا ورزشکار برای پیروزی تلاش میکند، یا برای فرار از احساس شکست. این دو شاید در ظاهر رفتار یکسان ایجاد کنند اما از نظر روانشناختی دو دنیای متفاوتند. در میدان رقابت، گاهی بزرگ‌ترین حریف ورزشکار، ورزشکار روبه‌رویش نیست؛ بلکه صدایی در ذهن اوست که مدام احتمال شکست را یادآوری می‌کند.

ورزشکاری که تمام توجهش معطوف به اشتباه نکردن است، بخشی از تمرکز خود را صرف جنگیدن با ترس‌هایش می‌کند؛ در حالی که ورزشکار دارای اشتیاق به پیروزی، انرژی ذهنی خود را در مسیر اجرای بهتر، تصمیم‌گیری دقیق‌تر و استفاده از فرصت‌ها قرار می‌دهد. تفاوت این دو، گاهی در همان چند ثانیه‌ای رقم می‌خورد که نتیجه یک مسابقه را تغییر می‌دهد.

همانطور که می‌دانید زمانی که مجبور به انجام اجرای اعم از مسابقه، فعالیت کاری و تمرین هستیم، دو نیروی درونی وجود دارد که ما را به جهت‌های مختلف می‌کشند.

یکی از این نیروها نیروی اشتیاق به پیروزی است، که یک نیروی مثبت است اشتیاق به پیروزی ما را به سمت پیشرفت موفقیت و رسیدن به اهدافی که برای خود در طول مسابقه یا فصل تعیین کرده‌ایم سوق می‌دهد.

نیروی دوم (اضطراب ناشی از اجر) است. که یک نیروی منفی است. این نیرو باعث ایجاد ترس از عدم موفقیت، ارتکاب اشتباهات و بدنام کردن خودمان و در نتیجه عدم پذیرش توسط دیگران می‌شود.دیگران ممکن است مربی هم تیمی‌ها مطبوعات خانواده دوستان همکاران یا حتی همسایگان شما باشند.

یکی از نشانه‌های بارز بازیکنانی که اضطراب بالایی دارند این است که زمانی که اشتباهی را مرتکب می‌شوند خودشان را سرزنش و تنبیه می‌کنند. این کشمکش درونی را می‌توان همانند یک مسابقه طناب کشی تصور کرد که در یک طرف طناب، نیروی اشتیاق به پیروزی و در طرف دیگر نیروی اضطراب ناشی از اجرا قرار دارد و با توجه به این دو نیرو درجه موفقیت ما مشخص خواهد شد. اگر اشتیاق به پیروزی بالا و اضطراب کم داشته باشیم حتماً موفق خواهیم شد. ولی اگر اضطراب بالایی دارید دیگر اشتیاق به پیروزی بالا هم فایده‌ای برای شما ندارد.

تفاوت ورزشکارانی که به دنبال پیروزی اند با ورزشکارانی که از شکست می‌ترسند
شخصیت های چهار گانه
ایA اشتیاق به پیروزی عالی و اضطراب ناشی از اجرای بالا دارد.

بیB اشتیاق به پیروزی عالی دارد ولی از شکست نمی‌ترسد (اضطراب کم).

سیC اشتیاق به پیروزی کم دارد و از شکست هم می‌ترسد (اضطراب بالا).

دیD اشتیاق به پیروزی کم دارد ولی از شکست هم نگران نیست (اضطراب کم).

شخصیت D یقیناً کمترین استفاده را از توانایی‌های خود می‌برد. بدیهی است که نه اشتیاقی به پیروزی از خود نشان می‌دهد و نه از شکست اضطراب دارد هیچ نوع انرژی از خود تولید نخواهد کرد.

شخصیت C اشتیاق به پیروزی کمی دارد. شخصیت C حداقل از انرژی خودش برای اینکه اشتباهی مرتکب نشود، استفاده می‌کند اختصاص می‌دهند.متاسفانه اکثر بازیکنان شخصیت نوع C را دارند چرا که این گونه افراد به جای اینکه انرژی خود را صرف ریسک کردن برای موفق شدن کنند بیشتر انرژی خود را به جلوگیری از اشتباهات اختصاص می‌دهند.

شخصیت A اشتیاق به پیروزی عالی دارد که او را به حرکت درآورد ولی در همان لحظه اضطراب ناشی از اجرای بالا، وی را به سمت مخالف می‌کشد. Aشخصیتی است که در مسابقات معمولی لیگ عالی است ولی در مسابقات حساس و مهم، قادر نیست آزادی علم و رهایی همیشه را از خود نشان دهد. و از صحنه مسابقه محو میشود.

شخصیت B از حداکثر منابع خود استفاده می‌کند شخصیت B در مسابقات حساس و مهم شهامت بهتر بودن و پیروزی را دارد.

اگر شما مسلح به تمرینات روز دنیا باشید و از بهترین منابع و امکانات برخوردار باشید ولی اضطراب ناشی از اجرای بالایی داشته باشید مثل یک دینامیت تمام تلاش‌های گذشته، مهارت، آزادی عمل و امکانات شما را در روز مسابقه نابود خواهد کرد.

اینجاست که آرامش درونی مثل یک زره جنگی برای شما در روز مسابقه عمل خواهد کرد. و شما را از باتلاق بازی بد، نجات خواهد داد.

چون اضطراب ناشی از اجرا ارتباط تنگاتنگی با آرامش درونی دارد بازیکنانی که آرامش درونی بالایی دارند غالباً اضطراب ناشی از اجرای کمی دارند و بدون داشتن آرامش درونی دوست ندارند خودشان را به خطر بیندازند.میزان آرامش درونی ما به دو چیز بستگی دارد:۱- شخصیت ما (درونی)۲- محیط اجتماعی ( بیرونی)مثال: بازیکنی با اضطراب بالای ناشی از اجرا احساس آرامش درونی نداشته و اصولاً وابسته به محیط اجتماعی اطراف تیم و همچنین آرامشی است که از مربی یا محیط دریافت می‌کند.

و این امر باعث می‌شود به تغییرات محیطش خیلی حساس شود.اگر همه چیز خوب پیش برود و محیط این بازیکن آرامشی را که نیاز دارد به وی بدهد می‌تواند موفق شود. ولی اگر به طور ناگهانی آرامشی کمی از محیط دریافت کند اضطراب ناشی از اجرایش افت خواهد کرد.اگر می‌خواهید در پیروز شدن شهامت پیدا کنید باید شهامت باخت را داشته باشید.یک ورزشکار اغلب از آنچه به اجرامی‌گذرد پتانسیل بیشتری دارد، ولی ترس از شکست او را در قفس اجرایش محبوس می‌کند.

از آنجایی که برندگان واقعی اضطراب ناشی از اجرای پایینی دارند، به ندرت دچار این پدیده می‌شوند. ️ چند راهکار ذهنی، برای ورزشکاران که رابطه سالم‌تری با فشار رقابت برقرار کنند:۱- تمرکز بر فرایند به جای نتیجه: به جای فکر کردن مداوم به قهرمانی، روی اجرای صحیح هر حرکت تمرکز کنند.

۲- تصویرسازی ذهنی: پیش از مسابقه، شرایط رقابت و اجرای موفق مهارت‌ها را در ذهن مرور کنند.

۳- پذیرش احتمال شکست: بپذیرند که شکست بخشی از ورزش حرفه‌ای است، نه نشانه بی‌ارزشی یا ناتوانی.

۴- گفت‌وگوی درونی مثبت و واقع‌بینانه: به جای «نباید اشتباه کنم»، از جملاتی مانند «روی اجرای درست تمرکز می‌کنم» استفاده کنند.

۵- تعیین اهداف قابل کنترل: به جای تمرکز بر نتیجه‌ای که کاملاً در اختیارشان نیست، روی تلاش، تمرکز و کیفیت اجرا سرمایه‌گذاری کنند.
۶_ زبان بدن مثبت: در تمام طول مسابقه زبان بدن مثبت و با اعتماد بنفس از خودتان نشان دهید،روی پنجه و سر بالا باشید، چشم هایی کاملا خیره به زمین مسابقه.


سخن آخر: در ورزش، پیروزی پیش از آنکه روی تابلو نتایج ثبت شود، در ذهن ورزشکار شکل می‌گیرد. در لحظه‌ای که فشار مسابقه به اوج می‌رسد، زمانی که خستگی بر بدن غلبه می‌کند و احتمال شکست بیش از همیشه احساس می‌شود، این ذهنیت ورزشکار است که می‌تواند مسیر عملکرد او را تحت تأثیر قرار دهد.

ورزشکاری که از شکست می‌ترسد، دائماً در تلاش است تا اشتباه نکند؛ اما ورزشکاری که اشتیاق به پیروزی دارد، برای انجام بهترین عملکرد خود می‌جنگد. اولی درگیر چیزی است که ممکن است از دست بدهد و دومی متمرکز بر چیزی است که می‌تواند به دست آورد.

شاید تفاوت قهرمانان با دیگران در این نباشد که آن‌ها هرگز نترسیده‌اند، بلکه در این باشد که یاد گرفته‌اند حتی در حضور ترس نیز به مسیر خود ادامه دهند.

قهرمانی فقط به معنای شکست دادن حریف نیست؛ گاهی به معنای غلبه بر ذهنیتی است که می‌خواهد تو را از باور کردن توانایی‌هایت بازدارد.

تهیه: امین غضنفری کارشناشی ارشد فیزیولوژی ورزشی