دوشنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۵ - ۰۱:۰۶

دکتر عباس حمزوی مسئول کمیته روان‌شناسی هیأت پزشکی ورزشی استان بوشهر و مدیر مرکز روان‌شناسی ورزشی استان بوشهر

کودک ورزشکار زیر فشار؛ وقتی انتظارات خانواده، مربی و خود کودک به منبع اضطراب تبدیل می‌شوند

کودک ورزشکار زیر فشار انتظارات

کودک ورزشکار زیر فشار؛ وقتی انتظارات خانواده، مربی و خود کودک به منبع اضطراب تبدیل می‌شوند

تصور کنید کودکی را که پیش از ورود به زمین مسابقه، به‌جای فکر کردن به لذت بازی و اجرای مهارت‌هایش، نگران نتیجه است.

او مدام با خود فکر می‌کند: اگر ببازم، پدرم چه واکنشی نشان می‌دهد؟ اگر مربی از عملکردم راضی نباشد، چه می‌شود؟ اگر نتوانم انتظارات دیگران را برآورده کنم، آیا هنوز بازیکن خوبی هستم؟ این کودک شاید از نظر جسمانی کاملاً آماده باشد، مهارت‌های فنی مناسبی داشته باشد و حتی در تمرین‌ها عملکرد درخشانی نشان دهد؛ اما در لحظه مسابقه با اضطراب، ترس از اشتباه، کاهش تمرکز و افت عملکرد مواجه شود.

واقعیت این است که همه فشارهای روانی کودک ورزشکار از خود مسابقه ناشی نمی‌شوند. گاهی بخش مهمی از این فشارها پیش از شروع مسابقه و در محیط خانواده، باشگاه و حتی در افکار و انتظارات خود کودک شکل می‌گیرند.

کودک ورزشکار گاهی بیشتر از آنکه از شکست در مسابقه بترسد، از ناامید کردن کسانی می‌ترسد که دوستشان دارد و به تأییدشان نیاز دارد.

اضطراب ورزشی کودک از کجا آغاز می‌شود؟اضطراب در ورزش پدیده‌ای طبیعی است و حتی در سطحی متناسب می‌تواند به افزایش هوشیاری و آمادگی کمک کند.

اما زمانی که نگرانی از شکست، قضاوت دیگران یا پیامدهای نتیجه مسابقه بیش از اندازه شود، ممکن است عملکرد ورزشی و تجربه روانی کودک را مختل کند.

در دوران کودکی و نوجوانی، مهارت‌های تنظیم هیجان، کنترل تکانه، ارزیابی واقع‌بینانه موقعیت‌ها و مدیریت فشار هنوز در حال رشد هستند. به همین دلیل، کودکان ممکن است نتوانند مانند ورزشکاران بزرگسال با انتظارات سنگین و شرایط رقابتی دشوار کنار بیایند.

برای درک بهتر این مسئله، باید سه منبع مهم فشار روانی در ورزش کودکان را بررسی کنیم.۱. خانواده؛ حمایت یا فشار پنهان؟خانواده نخستین محیطی است که کودک در آن احساس ارزشمندی، امنیت و پذیرفته‌شدن را تجربه می‌کند.

والدین معمولاً با نیت حمایت و فراهم کردن آینده‌ای بهتر، فرزند خود را به ورزش تشویق می‌کنند؛ اما گاهی همین حمایت ناخواسته به فشار روانی تبدیل می‌شود.

وقتی والدین بیش از اندازه بر مدال، مقام، انتخاب شدن در تیم، تعداد گل‌ها یا برتری نسبت به سایر بازیکنان تأکید می‌کنند، کودک ممکن است به‌تدریج تصور کند که ارزشمندی او به نتیجه ورزشی وابسته است.

جملاتی مانند:

«باید حتماً این مسابقه را ببری.»

«این همه برایت هزینه کرده‌ایم، پس باید نتیجه بگیری.»

«چرا مثل فلانی بازی نمی‌کنی؟»

«اگر امروز ببازی، زحماتت هدر رفته است.»

ممکن است برای بزرگسالان صرفاً جملاتی انگیزشی یا انتظاراتی معمولی به نظر برسند، اما برای کودک می‌توانند معنای دیگری داشته باشند:

«من فقط زمانی مورد تأیید هستم که موفق شوم.»در چنین شرایطی، ورزش به‌جای آنکه محیطی برای رشد و تجربه باشد، به فضایی برای اثبات ارزشمندی کودک تبدیل می‌شود.

والدین باید به یاد داشته باشند که حمایت واقعی به معنای حذف همه انتظارات نیست؛ بلکه به معنای ایجاد تعادلی میان تشویق، واقع‌بینی و پذیرش بی‌قیدوشرط فرزند است.

کودک باید مطمئن باشد که حتی اگر مسابقه را ببازد، جایگاهش در قلب خانواده تغییر نمی‌کند.

۲. مربی؛ سازنده اعتمادبه‌نفس یا تولیدکننده ترس از اشتباه؟ مربی در زندگی ورزشی کودک جایگاه ویژه‌ای دارد.

کودکان معمولاً برای نظر مربی ارزش زیادی قائل‌اند و گاهی تأیید یا نارضایتی او را بسیار جدی‌تر از آنچه تصور می‌کنیم تجربه می‌کنند.

مربی‌ای که دائماً اشتباهات کودک را برجسته می‌کند، او را با بازیکنان دیگر مقایسه می‌کند یا از تهدید و تحقیر برای ایجاد انگیزه استفاده می‌کند، ممکن است ناخواسته محیطی سرشار از ترس و اضطراب ایجاد کند.

برای مثال، کودکی که می‌داند با هر اشتباه از زمین بیرون کشیده می‌شود یا در مقابل دیگران سرزنش خواهد شد، ممکن است به‌جای بازی خلاقانه و استفاده از توانایی‌هایش، بیش از اندازه محتاط شود.

در این وضعیت، کودک به‌جای اینکه بپرسد «چگونه بهتر بازی کنم؟»، دائماً از خود می‌پرسد «چگونه اشتباه نکنم؟» این تغییر ظاهراً کوچک، از نظر روان‌شناختی بسیار مهم است؛ زیرا ترس از اشتباه می‌تواند آزادی عمل، خلاقیت، تصمیم‌گیری و اعتمادبه‌نفس ورزشی را محدود کند.

البته مربیگری مؤثر به معنای نداشتن انضباط یا چشم‌پوشی از ضعف‌های فنی نیست. مربی باید انتظارات روشن، استانداردهای آموزشی و مسئولیت‌پذیری را حفظ کند؛ اما بازخورد او باید متناسب با سن کودک، محترمانه و معطوف به رفتار و مهارت باشد، نه تخریب شخصیت.مربی حرفه‌ای به کودک می‌آموزد که اشتباه بخشی از یادگیری است و می‌توان پس از هر اشتباه، دوباره تلاش کرد.

۳. خود کودک؛ فشار انتظارات درونی و کمال‌گراییگاهی خانواده و مربی رفتار مناسبی دارند، اما کودک همچنان تحت فشار روانی قرار می‌گیرد. چرا؟زیرا بخشی از اضطراب می‌تواند از انتظاراتی ناشی شود که خود کودک از خودش ساخته است.

برخی کودکان به‌تدریج به این باور می‌رسند که باید همیشه بهترین باشند، نباید اشتباه کنند، باید در تمام مسابقات پیروز شوند و هرگز نباید از دیگران عقب بمانند.

این الگوی فکری می‌تواند با کمال‌گرایی ناسازگارانه همراه باشد؛ یعنی کودک به‌جای تمرکز بر پیشرفت و یادگیری، خود را با معیارهای بسیار سخت‌گیرانه ارزیابی می‌کند.

چنین کودکی ممکن است پس از یک اشتباه کوچک به‌شدت ناراحت شود، ساعت‌ها درباره عملکرد نامطلوب خود فکر کند، از حضور در مسابقه بعدی بترسد یا حتی با وجود موفقیت، احساس رضایت نداشته باشد.

برای مثال، بازیکنی که در یک مسابقه سه گل به ثمر رسانده اما یک موقعیت را از دست داده است، ممکن است تمام عملکرد خوب خود را نادیده بگیرد و فقط به همان اشتباه فکر کند.

در این شرایط، لازم است به کودک کمک کنیم میان «عملکرد نامطلوب در یک موقعیت» و «ارزشمندی شخصی خود» تفاوت قائل شود.

او باید یاد بگیرد که موفقیت به معنای بی‌نقص بودن نیست و پیشرفت، حاصل مجموعه‌ای از تلاش‌ها، اشتباهات و اصلاح رفتارهاست.کودکی که از خودش انتظار بی‌نقص بودن دارد، ممکن است حتی در مسیر موفقیت نیز احساس شکست کند.

وقتی سه منبع فشار با یکدیگر ترکیب می‌شوند نگران‌کننده‌ترین وضعیت زمانی ایجاد می‌شود که انتظارات خانواده، فشار مربی و کمال‌گرایی خود کودک همزمان بر او اثر بگذارند.

در چنین شرایطی، کودک ممکن است احساس کند از سه جهت تحت ارزیابی قرار دارد:خانواده از او نتیجه می‌خواهد، مربی عملکرد بی‌اشتباه انتظار دارد و خودش نیز باور دارد که باید همیشه بهترین باشد.

این وضعیت می‌تواند به چرخه‌ای از اضطراب و افت عملکرد منجر شود:

۱. کودک از شکست می‌ترسد.

۲. ترس از شکست، اضطراب پیش از مسابقه را افزایش می‌دهد.

۳. اضطراب، تمرکز و تصمیم‌گیری او را مختل می‌کند.

۴. افت عملکرد، نگرانی او از مسابقه بعدی را بیشتر می‌کند.

۵. کودک برای جبران، فشار بیشتری به خود وارد می‌کند.

به این ترتیب، چرخه‌ای شکل می‌گیرد که در آن تلاش بیشتر الزاماً به عملکرد بهتر منجر نمی‌شود؛ بلکه گاهی فشار روانی را تشدید می‌کند.

در برخی کودکان، این وضعیت می‌تواند با علائمی مانند اختلال خواب، دل‌درد یا سردرد پیش از مسابقه، تحریک‌پذیری، گریه، کاهش انگیزه و حتی تمایل به ترک ورزش همراه شود.

البته این نشانه‌ها به‌تنهایی تشخیص اختلال روان‌شناختی نیستند، اما در صورت تداوم باید جدی گرفته شوند.

چگونه فشار روانی کودک ورزشکار را کاهش دهیم؟ برای کاهش اضطراب کودک، لازم نیست رقابت را از ورزش حذف کنیم یا همه انتظارات را کنار بگذاریم.

آنچه اهمیت دارد، تغییر شیوه مواجهه با رقابت و موفقیت است.نخست؛ تمرکز بر فرایند به‌جای نتیجه به کودک بیاموزیم که هدف هر مسابقه فقط بردن نیست.

اجرای درست مهارت، تلاش مستمر، تمرکز، همکاری با هم‌تیمی‌ها و یادگیری از اشتباهات نیز اهداف ارزشمندی هستند.

دوم؛ تفکیک ارزشمندی کودک از عملکرد ورزشیکودک باید بداند که شکست در یک مسابقه به معنای شکست شخصیت او نیست.

نتیجه ورزشی قابل ارزیابی است، اما ارزش انسانی کودک نباید با آن سنجیده شود.

سوم؛ ایجاد فرصت برای انتخاب و اظهار نظربه کودک اجازه دهیم درباره رشته ورزشی، میزان علاقه، اهداف تمرینی و احساسات خود صحبت کند.

مشارکت در تصمیم‌گیری، احساس استقلال و مسئولیت‌پذیری او را تقویت می‌کند.

چهارم؛ آموزش مهارت‌های ذهنی تنظیم تنفس، خودگویی مثبت و واقع‌بینانه، تصویرسازی ذهنی، هدف‌گذاری فرایندی و تمرکز بر لحظه حال از جمله مهارت‌هایی هستند که می‌توان متناسب با سن کودک آموزش داد.

پنجم؛ حفظ تعادل میان ورزش و زندگی کودک علاوه بر تمرین و مسابقه، به بازی آزاد، استراحت، ارتباط با دوستان، تحصیل و فعالیت‌های مورد علاقه خود نیاز دارد.

ورزش نباید تمام هویت و زندگی او را اشغال کند.

چند جمله که والدین و مربیان بهتر است جایگزین کنند گاهی تغییر چند جمله ساده می‌تواند فضای روانی کودک را تغییر دهد: به‌جای این جمله بهتر است بگوییم باید برنده شوی!تمام تلاشت را بکن و از بازی لذت ببر.

چرا این‌قدر اشتباه کردی؟ از این تجربه چه چیزی یاد گرفتی؟ نباید ببازی! یاد بگیر بعد از هر نتیجه‌ای دوباره تلاش کنی.

فلانی از تو بهتر است.پیشرفت امروزت را با عملکرد قبلی خودت مقایسه کن.ما از تو انتظار قهرمانی داریم.ما به تلاش و رشد تو افتخار می‌کنیم.این همه تمرین کردی که ببازی؟تمرین‌هایت ارزشمندند؛ از تجربه امروز برای پیشرفت استفاده کن.

چه زمانی باید از روان‌شناس ورزشی کمک گرفت؟ اگر اضطراب کودک پیش از مسابقه شدید و مکرر باشد، از حضور در تمرین اجتناب کند، از اشتباه کردن ترس افراطی داشته باشد،

پس از شکست برای مدت طولانی دچار آشفتگی شود یا نشانه‌های جسمانی و روانی پایدار نشان دهد، بهتر است وضعیت او ارزیابی شود.

روان‌شناس ورزشی می‌تواند با بررسی تعامل میان ویژگی‌های فردی کودک، محیط خانواده، شیوه مربیگری و شرایط رقابتی، به شناسایی منابع فشار و طراحی مداخلات مناسب کمک کند.

در صورت وجود مشکلات پایدار یا گسترده در حوزه سلامت روان، ارزیابی تخصصی کودک و نوجوان نیز ضروری است.

نکته مهم این است که مراجعه به روان‌شناس ورزشی نباید به‌عنوان تنبیه یا نشانه ضعف کودک تلقی شود؛ همان‌گونه که برای بهبود تکنیک از مربی تخصصی کمک می‌گیریم، برای تقویت مهارت‌های ذهنی نیز می‌توان از متخصص کمک گرفت.
سخن پایانی؛ کودک را از زیر بار انتظارات بیرون بیاوریم« ما معمولاً برای کودکان ورزشکار آرزوی قهرمانی داریم؛ برایشان هزینه می‌کنیم، زمان می‌گذاریم، آن‌ها را به تمرین می‌بریم و از موفقیت شان خوشحال می‌شویم.

اما گاهی در این مسیر فراموش می‌کنیم که کودک برای رشد کردن به امنیت روانی، فرصت اشتباه، بازی، تشویق و احساس پذیرفته‌شدن نیاز دارد.

قهرمانی هدف ارزشمندی است، اما نباید به بهایی تمام شود که کودک از ورزش بترسد، از شکست فرار کند یا ارزش خود را فقط در نتیجه مسابقه جست‌وجو کند.

خانواده باید پناهگاه امن کودک باشد، مربی باید مسیر رشد را هموار کند و خود کودک باید فرصت داشته باشد اهداف واقع‌بینانه‌ای برای پیشرفت خود بسازد.

در نهایت، باید یک اصل مهم را به خاطر بسپاریم:کودک ورزشکار برای قهرمان شدن به انگیزه نیاز دارد، نه به ترس؛ به حمایت نیاز دارد، نه به سرزنش؛ و به فرصت رشد نیاز دارد، نه به انتظاراتی فراتر از ظرفیت رشدی خود.

شاید مهم‌ترین موفقیت ما در ورزش کودک و نوجوان این نباشد که چند مدال بیشتر به دست آوریم؛ بلکه این باشد که نسلی از ورزشکاران پرورش دهیم که در کنار توانمندی جسمانی، از سلامت روان، اعتمادبه‌نفس، تاب‌آوری و لذت از زندگی نیز برخوردار باشند.ق

هرمان‌سازی نباید به قیمت کودکی تمام شود.

دکتر عباس حمزوی مسئول کمیته روان‌شناسی هیأت پزشکی ورزشی استان بوشهر

مدیر مرکز روان‌شناسی ورزشی استان بوشهر

ارسال نظر

شما در حال ارسال پاسخ به نظر « » می‌باشید.