ممکن است این وضعیت ناشی از تمرین بیش از حد، خواب ناکافی یا بیماری باشد. با این حال، یک علت مهم دیگر نیز باید بررسی شود: دسترسی انرژی پایین Low Energy Availability یا LEA
بدن ورزشکار علاوه بر انرژی مورد نیاز تمرین، برای عملکرد طبیعی مغز، قلب، استخوانها، دستگاه ایمنی و سیستم هورمونی به انرژی نیاز دارد. اگر انرژی دریافتی متناسب با نیازهای بدن نباشد، ممکن است انرژی کافی برای این فرایندها باقی نماند.
این وضعیت حتی در ورزشکارانی که وزن ثابت دارند یا ظاهراً از آمادگی جسمانی مناسبی برخوردارند نیز ممکن است رخ دهد. در صورت تداوم و بروز پیامدهای نامطلوب، کمبود انرژی میتواند به سندرمی موسوم به کمبود نسبی انرژی در ورزش Relative Energy Deficiency in Sport یا REDs منجر شود.
دسترسی انرژی پایین و REDs چه تفاوتی دارند؟
دسترسی انرژی، مقدار انرژی باقیمانده پس از کسر انرژی مصرفشده در فعالیت ورزشی از انرژی دریافتی است که نسبت به توده بدون چربی بدن محاسبه میشود.
دسترسی انرژی = (انرژی دریافتی روزانه − انرژی مصرفشده در ورزش) ÷ توده بدون چربی بدن
برای مثال، اگر ورزشکاری ۲۵۰۰ کیلوکالری دریافت کند، ۱۰۰۰ کیلوکالری در تمرین مصرف کند و توده بدون چربی بدن او ۵۰ کیلوگرم باشد، دسترسی انرژی برابر با ۳۰ کیلوکالری به ازای هر کیلوگرم توده بدون چربی در روز خواهد بود.
این محاسبه برای فهم مفهوم دسترسی انرژی مفید است، اما اندازهگیری دقیق انرژی دریافتی و مصرفشده در ورزش دشوار است؛ بنابراین، نباید تنها بر اساس این عدد تشخیص پزشکی داد.
مقادیر دسترسی انرژی را چگونه تفسیر کنیم؟
در پژوهشهای کلاسیک، مقادیر حدود ۴۵ کیلوکالری به ازای هر کیلوگرم توده بدون چربی در روز با شرایط مطلوبتر دسترسی انرژی در برخی زنان سالم مرتبط بودهاند. همچنین مقادیر کمتر از ۳۰ در مطالعات آزمایشگاهی با اختلال در بعضی فرایندهای فیزیولوژیک همراه شدهاند.
با این حال، یافتههای جدید نشان میدهند آستانه جهانی و معتبری که بتواند REDs را در همه زنان و مردان تشخیص دهد وجود ندارد.
بنابراین، استفاده از برچسبهای «خطر متوسط»، «خطر بالا» یا «بحرانی» فقط بر اساس این اعداد صحیح نیست. برای تعیین خطر واقعی باید علائم بالینی، سلامت استخوان، وضعیت هورمونی و سایر شاخصها بررسی شوند.
کمبود انرژی چگونه سلامت ورزشکار را تحت تأثیر قرار میدهد؟
- تغییرات هورمونی و متابولیک
هنگامی که بدن برای مدت طولانی انرژی کافی دریافت نمیکند، ممکن است برای حفظ عملکردهای ضروری، بعضی فرایندهای متابولیک را تعدیل کند.
کاهش لپتین، تغییر در هورمونهای تیروئیدی مانند T۳ و اختلال در محورهای هورمونی تولیدمثل از تغییراتی هستند که در برخی ورزشکاران گزارش شدهاند.
در زنان، این وضعیت ممکن است با اختلال قاعدگی و کاهش عملکرد محور تولیدمثل همراه شود. در مردان نیز تغییرات هورمونی و کاهش تستوسترون در بعضی شرایط مشاهده شده است.
- سلامت استخوان
کمبود انرژی طولانیمدت میتواند بازسازی استخوان را مختل کند و احتمال آسیبهای استرسی استخوان را افزایش دهد.
ورزشکاری که درد استخوانی موضعی، سابقه شکستگی استرسی یا کاهش تراکم استخوان دارد، بهویژه در صورت محدودیت غذایی، باید از نظر REDs نیز بررسی شود.
- عملکرد و ریکاوری
کمبود انرژی ممکن است با کاهش ظرفیت تمرینی، خستگی مداوم، اختلال در ریکاوری و کاهش سازگاریهای ناشی از تمرین همراه باشد.
البته افت عملکرد بهتنهایی نشاندهنده REDs نیست و باید سایر عوامل مانند خواب، بیماری، کمبود آهن و بار تمرینی نیز بررسی شوند.
کمبود انرژی در مردان؛ مشکلی که ممکن است کمتر شناخته شود
REDs تنها مختص زنان نیست. مردان ورزشکار نیز، بهویژه در رشتههای استقامتی و دارای دستهبندی وزنی، ممکن است با دسترسی انرژی پایین مواجه شوند.
برخی نشانههای احتمالی در مردان عبارتاند از:
- کاهش میل جنسی یا تغییر در عملکرد جنسی
- کاهش تستوسترون در بعضی افراد
- خستگی پایدار و کاهش کیفیت تمرین
- اختلال در ریکاوری و افزایش آسیبها
- کاهش تراکم استخوان یا آسیبهای استرسی
کاهش توده عضلانی نیز ممکن است در کمبود انرژی شدید یا طولانیمدت رخ دهد، اما علامتی اختصاصی برای REDs نیست.
یکی از چالشهای تشخیص در مردان، نبود نشانه آشکاری مشابه اختلال قاعدگی است. افزون بر این، برخی ورزشکاران ممکن است مشکلات جنسی یا خستگی مزمن خود را گزارش نکنند.
بنابراین، ارزیابی مردان باید شامل سابقه تغذیه، تمرین، آسیب، سلامت استخوان و در صورت لزوم بررسیهای هورمونی باشد.
- سلامت روان و اختلالات خوردن؛ بخش مهمی از مسئله
رابطه میان دسترسی انرژی پایین و سلامت روان پیچیده و دوطرفه است.
در بعضی ورزشکاران، محدودیت غذایی با هدف کاهش وزن یا بهبود عملکرد آغاز میشود؛ اما بهتدریج ممکن است به رفتارهای غذایی سختگیرانه و ناسالم تبدیل شود.
در گروهی دیگر، اختلالات خوردن یا مشکلات روانشناختی از ابتدا در ایجاد کمبود انرژی نقش دارند.
عواملی مانند کمالگرایی، فشار برای حفظ وزن پایین، مقایسه ظاهری با سایر ورزشکاران، انتقاد مداوم از ترکیب بدن و ترس از افزایش وزن میتوانند خطر رفتارهای غذایی ناسالم را افزایش دهند.
باید میان رفتارهای غذایی مختلشده و اختلال خوردن تشخیصدادهشده تفاوت قائل شد. هر رفتار غذایی نامناسبی به معنای وجود اختلال خوردن بالینی نیست، اما میتواند نیازمند مداخله زودهنگام باشد.
درمان ممکن است شامل مشاوره روانشناختی، آموزش تغذیه و در موارد مناسب، درمان شناختیرفتاری (CBT) یا درمان تخصصی اختلالات خوردن باشد.
نکته کلیدی: اصلاح انرژی دریافتی بدون رسیدگی به ترس از افزایش وزن، رفتارهای محدودکننده یا فشارهای روانی ممکن است کافی نباشد.
ادامه دارد....

دکتر محمد مهرتاش- مسئول کمیته تغذیه هیأت پزشکی ورزشی استان کرمان
ارسال نظر