یک تصور اشتباه وجود دارد که ورزشکاران حرفهای، چون از نظر جسمانی قوی هستند، از نظر روانی نیز باید همیشه مقاوم و بدون مشکل باشند. اما شواهد علمی و اجماع جدید کمیته بینالمللی المپیک نشان میدهد که ورزشکاران نخبه نیز میتوانند اضطراب، افسردگی، اختلالات خوردن، مشکلات خواب، سوءمصرف مواد، فرسودگی و سایر مشکلات سلامت روان را تجربه کنند
حتی برخی از ویژگیهایی که ورزشکار را به سطح قهرمانی میرسانند، اگر از حد تعادل خارج شوند، ممکن است به عامل خطر تبدیل شوند. کمالگرایی، تحمل بالای درد، تمرکز شدید بر نتیجه و فدا کردن بسیاری از جنبههای زندگی برای ورزش میتوانند در یک مقطع مزیت باشند، اما در شرایط دیگر زمینه فرسودگی و آسیب روانی را ایجاد کنند.
یکی از مهمترین فشارها، ترس از شکست و ضرورت دائمی نتیجه گرفتن است. ورزشکار حرفهای ممکن است احساس کند ارزش او به مدال، رکورد یا نتیجه مسابقه وابسته است. وقتی هویت فرد کاملاً با ورزش گره بخورد، آسیبدیدگی یا حذف شدن فقط یک شکست ورزشی نیست؛ ممکن است به یک بحران هویتی تبدیل شود.
آسیبدیدگی نیز فقط مسئله جسم نیست. ورزشکاری که ماهها از تمرین و مسابقه دور میشود، ممکن است با ترس از بازگشت، نگرانی از افت عملکرد، از دست دادن جایگاه و احساس انزوا مواجه شود. به همین دلیل امروزه تأکید میشود که در فرایند بازتوانی، وضعیت روانشناختی ورزشکار نیز همانند وضعیت جسمانی او ارزیابی شود.
عامل دیگر، تمرین زیاد، استراحت ناکافی، سفرهای مکرر، فشار مسابقات و اختلال خواب است. ورزشکار حرفهای برای پیشرفت به تمرین نیاز دارد، اما بدون بازیابی کافی، همان تمرین میتواند به فرسودگی جسمی و روانی تبدیل شود.
از سوی دیگر، فشار مربوط به وزن و ظاهر بدن، رفتار مربیان، فرهنگ تیم، روابط با همتیمیها و حتی شبکههای اجتماعی اهمیت زیادی دارند. ورزشکاری که چند ثانیه اشتباه میکند ممکن است چند دقیقه بعد هزاران نظر منفی درباره عملکرد یا حتی ظاهر خود دریافت کند. این مسئله در عصر شبکههای اجتماعی به یکی از عوامل جدید فشار روانی ورزشکاران تبدیل شده است.
دورههای انتقال نیز بسیار حساساند؛ انتقال به تیم دیگر، عدم انتخاب، مصدومیت طولانی، پایان یک رویداد بزرگ و بهویژه بازنشستگی.
ورزشکاری که سالها پاسخ سؤال «من چه کسی هستم؟» را با «من یک ورزشکارم» داده است، بعد از بازنشستگی ممکن است نیاز داشته باشد هویت جدیدی برای خود بسازد.
اما شاید مهمترین تهدید این باشد که ورزشکار احساس کند نباید درباره مشکل خود صحبت کند. وقتی از ورزشکار انتظار داریم همیشه قوی باشد، ممکن است او یاد بگیرد اضطراب، افسردگی یا خستگی روانی خود را پنهان کند.
بنابراین حمایت از سلامت روان ورزشکار به معنای کاهش جاهطلبی یا رقابت نیست. برعکس، یعنی ایجاد محیطی که در آن ورزشکار بتواند هم برای بهترین عملکرد تلاش کند و هم انسان سالمی باقی بماند.
شاید پیام اصلی امروز این باشد: همانطور که درد زانو، شانه یا عضله ورزشکار را جدی میگیریم، اضطراب، افسردگی، فرسودگی و درد روانی او را نیز باید جدی بگیریم.
دکتر وحید کاشانی- رئیس کمیته روان شناسی هیات پزشکی ورزشی استان سمنان
ارسال نظر