شنبه ۱۱ مهر ۱۴۰۵ - ۱۰:۱۶

دکتر عباس حمزوی روان‌شناس ورزشی هیأت پزشکی ورزشی استان بوشهر و مدیر مرکز روان‌شناسی ورزشی استان بوشهر*

تفاوت «ورزش برای رشد کودک» با «کودک برای نتیجه ورزشی» چیست

«ورزش برای رشد کودک» با «کودک برای نتیجه ورزشی»

تفاوت «ورزش برای رشد کودک» با «کودک برای نتیجه ورزشی» چیست

شواهد موجود نیز بر فواید روانی ورزش سازمان‌یافته در کودکان و نوجوانان و در عین حال خطرات فشار، تمرین افراطی و تخصصی‌شدن زودهنگام تأکید دارند.

روان‌شناسی ورزشی کودک و نوجوان؛ وقتی قهرمانی نباید جای کودکی را بگیرد
ورزش برای کودک فقط مجموعه‌ای از حرکات بدنی، تمرینات تکنیکی و مسابقه نیست. کودک در زمین ورزش، همزمان با بدن خود، اعتماد به‌ نفس، هیجان، روابط اجتماعی، مسئولیت‌پذیری، تحمل ناکامی و تصویر ذهنی خود از توانایی‌هایش را نیز پرورش می‌دهد.

به همین دلیل، وقتی از روان‌شناسی ورزشی کودک و نوجوان صحبت می‌کنیم، موضوع فقط این نیست که چگونه یک کودک را به ورزشکاری موفق تبدیل کنیم؛ پرسش مهم‌تر این است که
چگونه می‌توانیم از ورزش برای ساختن کودکی سالم‌تر، بااعتماد به‌ نفس‌تر و تاب‌آورتر استفاده کنیم؟

ورزش سازمان‌یافته، اگر متناسب با سن و مرحله رشد کودک طراحی شود، می‌تواند فرصت مهمی برای رشد مهارت‌های جسمانی، هیجانی و اجتماعی فراهم کند. شواهد موجود نیز نشان می‌دهد مشارکت مناسب کودکان و نوجوانان در ورزش می‌تواند با پیامدهایی مانند بهبود سلامت روان، رشد مهارت‌های خودتنظیمی، افزایش احساس شایستگی و تقویت روابط اجتماعی همراه باشد.

اما همین ورزش، اگر با فشار بیش از حد، توقعات نامتناسب و تمرکز افراطی بر نتیجه همراه شود، می‌تواند از یک فرصت رشد به یک منبع فشار روانی تبدیل شود.

کودک ورزشکار، قبل از آنکه ورزشکار باشد، کودک است
این جمله شاید ساده به نظر برسد، اما یکی از مهم‌ترین اصول روان‌شناسی ورزشی کودک و نوجوان است.

کودک هنوز در حال شکل دادن به هویت خود است. بنابراین نباید ارزشمندی او به مدال، رتبه، تعداد گل، امتیاز یا انتخاب شدن در تیم وابسته شود.

وقتی کودک احساس کند «فقط اگر برنده شوم پدر و مادرم خوشحال می‌شوند»، شکست دیگر یک تجربه ورزشی ساده نیست؛ ممکن است به تهدیدی برای احساس ارزشمندی او تبدیل شود.

در چنین شرایطی، ممکن است کودک به جای اینکه از ورزش لذت ببرد، از شکست بترسد؛ به جای تمرکز بر یادگیری، دائماً نگران قضاوت مربی و والدین باشد؛ و به جای اینکه ورزش را بخشی از زندگی سالم خود بداند، آن را به میدان اثبات ارزشمندی خود تبدیل کند.


هدف ورزش کودک، فقط ساختن قهرمان آینده نیست؛ ساختن انسان سالم امروز است.

والدین؛ مهم‌ترین تماشاگر یا مهم‌ترین حامی؟
نقش والدین در ورزش کودک بسیار مهم است، اما حمایت با دخالت و فشار تفاوت دارد.

والدینی که بعد از مسابقه بیشتر از نتیجه درباره تجربه کودک سؤال می‌کنند، به او کمک می‌کنند ورزش را فرصتی برای یادگیری ببیند.
به جای اینکه بپرسیم:
«چندم شدی؟»
گاهی بهتر است بپرسیم:
«امروز از تمرینت چه چیزی یاد گرفتی؟»

یا:
«کدام قسمت مسابقه را بیشتر دوست داشتی؟»
و حتی:
«اگر دوباره بازی کنی، دوست داری چه چیزی را متفاوت انجام بدهی؟»
این نوع گفت‌وگو، توجه کودک را از صرفاً «بردن» به سمت
یادگیری، تلاش و رشد منتقل می‌کند.

در توصیه‌های تخصصی مربوط به ورزش کودکان نیز بر نقش حمایت والدین و تمرکز بر رشد و لذت از ورزش، به جای تمرکز افراطی بر برد و باخت، تأکید شده است.

وقتی ورزش کودک تبدیل به پروژه والدین می‌شود
گاهی بدون اینکه والدین متوجه باشند، آرزوهای ورزشی خود را از طریق فرزندشان دنبال می‌کنند.

کودک ممکن است به یک رشته ورزشی علاقه‌مند باشد، اما والدین به دلیل استعداد احتمالی، موفقیت یک قهرمان، آینده شغلی یا علاقه شخصی خود، او را به مسیری خاص هدایت کنند.

این مسئله زمانی نگران‌کننده‌تر می‌شود که کودک احساس کند حق انتخاب ندارد.
ورزش سالم باید به کودک امکان تجربه، انتخاب، آزمون و حتی تغییر مسیر بدهد.

قرار نیست هر کودکی که امروز وارد یک باشگاه می‌شود، فردا قهرمان حرفه‌ای شود.*

گاهی مهم‌ترین دستاورد ورزش این است که کودک یاد بگیرد چگونه تلاش کند، شکست بخورد، دوباره شروع کند، با دیگران همکاری کند و از بدن خود مراقبت کند.

تخصصی‌شدن زودهنگام؛ همیشه نشانه حرفه‌ای‌بودن نیست
یکی از موضوعات مهم در ورزش کودکان و نوجوانان، تخصصی‌شدن زودهنگام و تمرین فشرده در یک رشته است.

در بسیاری از رشته‌ها، تمرکز بسیار زودهنگام بر یک ورزش و تمرین مداوم در طول سال می‌تواند خطر فرسودگی، آسیب‌های ناشی از استفاده بیش از حد و فشار روانی را افزایش دهد. آکادمی

اطفال آمریکا نیز بر اهمیت توجه به مرحله رشد کودک، تنوع فعالیت‌ها و پرهیز از تخصصی‌شدن زودهنگام در بیشتر رشته‌ها تأکید کرده است.

کودک نیازمند *بازی، تنوع حرکتی، استراحت، ارتباط با همسالان و تجربه‌های غیرورزشی نیز هست.

بنابراین حرفه‌ای بودن در ورزش کودک لزوماً به معنای تمرین بیشتر نیست؛ گاهی حرفه‌ای‌ترین تصمیم، شناختن زمان تمرین، زمان استراحت و زمان بازی است.

مربی کودک، فقط مربی تکنیک نیست
مربی در ورزش کودک یک الگوی رفتاری مهم است.

نحوه واکنش مربی به اشتباه، شکست، گریه، ترس، خشم و موفقیت کودک می‌تواند پیام‌های روان‌شناختی عمیقی ایجاد کند.
اگر مربی بعد از هر اشتباه کودک را تحقیر کند، کودک ممکن است یاد بگیرد که اشتباه کردن خطرناک است.
اما اگر اشتباه را بخشی از فرایند یادگیری بداند، کودک یاد می‌گیرد که
اشتباه پایان مسیر نیست.
در ورزش کودکان، مربی باید علاوه بر آموزش مهارت ورزشی، به رشد اعتمادبه‌نفس، مسئولیت‌پذیری، همکاری و تنظیم هیجان نیز توجه داشته باشد.

شکست؛ یک کلاس آموزشی مهم
یکی از مهم‌ترین مهارت‌هایی که کودک می‌تواند از ورزش یاد بگیرد،
چگونگی مواجهه با شکست است.
کودکی که هرگز فرصت تجربه شکست ندارد، لزوماً برای زندگی آماده‌تر نشده است.
ورزش می‌تواند محیطی امن برای تجربه ناکامی باشد؛ جایی که کودک یاد می‌گیرد ممکن است امروز ببازد، اما فردا دوباره تمرین کند.
مشکل زمانی ایجاد می‌شود که بزرگسالان شکست کودک را فاجعه تلقی کنند.

اگر بعد از شکست، کودک با سرزنش، مقایسه و تحقیر مواجه شود، ممکن است شکست را نه به‌عنوان یک نتیجه موقت، بلکه به‌عنوان نشانه‌ای از «من خوب نیستم» تجربه کند.

در مقابل، اگر شکست با گفت‌وگوی مناسب همراه شود، می‌تواند به تمرین
تاب‌آوری، خودتنظیمی و حل مسئله تبدیل شود.

چه زمانی باید زنگ خطر را جدی بگیریم؟
والدین مربیان باید نسبت به تغییرات پایدار در رفتار کودک حساس باشند.

بی‌علاقگی ناگهانی به ورزشی که قبلاً دوست داشته، اضطراب شدید پیش از تمرین یا مسابقه، ترس افراطی از اشتباه، افت مداوم عملکرد، خستگی مزمن، تحریک‌پذیری، کناره‌گیری از دوستان، شکایت‌های مکرر جسمانی بدون توضیح روشن یا جملاتی مانند «دیگر نمی‌خواهم ورزش کنم» می‌تواند نیازمند بررسی دقیق‌تر باشد.

البته هیچ‌یک از این نشانه‌ها به‌تنهایی به معنای وجود یک اختلال روان‌شناختی نیست؛ اما می‌تواند علامتی باشد که نشان می‌دهد باید شرایط تمرین، فشارهای محیطی، خواب، استراحت، رابطه با مربی و وضعیت هیجانی کودک با دقت بیشتری بررسی شود.

در مواردی که نشانه‌ها پایدار، شدید یا مختل‌کننده باشند، ارزیابی توسط متخصص سلامت روان کودک و نوجوان یا روان‌شناس ورزشی ضروری است.

یک اصل ساده برای والدین و مربیان

اگر بخواهیم تمام روان‌شناسی ورزشی کودک را در یک جمله خلاصه کنیم، شاید این جمله مناسب باشد:


کودک را برای ورزش تربیت کنیم، نه اینکه کودکی او را قربانی ورزش کنیم.

ورزش باید به کودک کمک کند بدنش را بشناسد، هیجان‌هایش را تنظیم کند، با دیگران ارتباط برقرار کند، مسئولیت بپذیرد، شکست را تحمل کند و دوباره تلاش کند.

اگر روزی مدالی به دست آورد، بسیار خوب است؛ اما ارزشمندتر آن است که در مسیر رسیدن به آن مدال،
سلامت روان، عزت‌نفس و لذت او از زندگی را از دست نداده باشد.

سخن پایانی
ورزش کودک و نوجوان، سرمایه‌گذاری برای آینده است؛ اما این سرمایه‌گذاری فقط زمانی موفق است که سلامت جسم و روان را همزمان در نظر بگیرد.

کودک امروز، قهرمان احتمالی فردا است؛ اما پیش از آن، انسانی است که باید فرصت تجربه کردن، بازی کردن، اشتباه کردن، یاد گرفتن و رشد کردن داشته باشد.

ما اگر می‌خواهیم قهرمانان سالم و ماندگاری تربیت کنیم، باید از سال‌های کودکی به یک اصل مهم پایبند باشیم:


اول انسان؛ بعد ورزشکار؛ و اگر استعداد و علاقه و شرایط فراهم بود، قهرمان.

دکتر عباس حمزوی: روان‌شناس ورزشی هیأت پزشکی ورزشی استان بوشهر
مدیر مرکز روان‌شناسی ورزشی استان بوشهر*